X
تبلیغات
نبض اندیشه

دريا غريق مرحمت بي كران تو                هفت آسمان تجلي رنگين كمان تو

خورشيد ناز مي كشد از ذرهاي خاك       آنجا كه صبح مي گذرد كاروان تو

صدها فرشته بال نهادند بر زمين              تا دامن خديجه شود ميزبان تو

   


میلادش تولد بهاراست ؛ تولد آب است و تولد هر چه پاکی و زلالی.

میلاد آیینه پاکی ها ،فاطمه زهرا (س)بر همه عاشقان خاندان عصمت و طهارت ، مبارک باد.



تاريخ : یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 | 0:13 | نویسنده : فروزش |

کلیه عکس ها برگرفته از سایت «زیرمیزی» می باشند.

article 2593486 1CB8CB6300000578 181 634x523 عکس هایی دوست داشتنی از کودکان در کت و کروات/عکسarticle 2593486 1CB8C3AE00000578 450 634x556 عکس هایی دوست داشتنی از کودکان در کت و کروات/عکسarticle 2593486 1CB8CB6700000578 692 634x567 عکس هایی دوست داشتنی از کودکان در کت و کروات/عکسarticle 2593486 1CB8C3B600000578 108 634x430 عکس هایی دوست داشتنی از کودکان در کت و کروات/عکسarticle 2593486 1CB8C18800000578 568 634x484 عکس هایی دوست داشتنی از کودکان در کت و کروات/عکسarticle 2593486 1CB8CB5D00000578 558 634x567 عکس هایی دوست داشتنی از کودکان در کت و کروات/عکسarticle 2593486 1CB8CB5300000578 91 634x544 عکس هایی دوست داشتنی از کودکان در کت و کروات/عکسarticle 2593486 1CB8C3A600000578 956 634x632 عکس هایی دوست داشتنی از کودکان در کت و کروات/عکس




تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 | 2:21 | نویسنده : فروزش |



تاريخ : یکشنبه یازدهم اسفند 1392 | 14:58 | نویسنده : فروزش |

  گونه های آسمان  

دیروز باران سیل آسایی می بارید گویی آسمان دلش بدجور گرفته بودابر ها غرش می کردند .

در خیابان قدم می زدم؛افراد زیادی را دیدم کسانی که با علاقه ی زیادی تنداتند قدم  برمی داشتند کسانی که زیرآن می دویدندوکسانی که آرام قدم بر می داشتند و اشک می ریختند و اشکهای خود را با اشک های آسمان پنهان می کردند وکودکی که............

کودکی که زیر درخت بید مجنون زمزمه می کرد خدایاگریه نکن درست می شه

 و بعد سکوت کرد خیلی کنجکاو بودم بدانم در سکوتش به خدا چه می گوید اما حیف که سکوت فریادی است که فقط خدا می شنود

امروز در خانه ام مثل این که آسمان امروز داردناراحتی دیروزش را  تلافی می کند وبا بارش برف شادی خود را نشان می دهد به کنار پنجره می روم و با تماشای منظره برفی حسی غریب به سراغم می آید یادم است که یکبار جایی شنیده بودم فرشته های کوچکی که به این دنیا می آیند گریه می کنند بی تابی می کنند اما با ندا هایی که از جانب خدا می آید آرام می گیرند پس هر وقت باران بارید بدانیدکو دکی دارد گریه می کند برای دوری از خدا امروز آن کودک وتولد شده است و آسمان از شوق متولد شدن کودک نقل و نبات می ریزد ولباسی سفید بر تن زمین می کندیا شاید امروز ...عروسی زمین است که آسمان توری سفید بر سرش می کشد وبا غرش های خود سازو نوایی برایش بر پا می کند کو دکانی را می بینم که با شور و شوق بچگانه می دوند و به یکدیگر گلوله ی برفی پرتاب می کنند .

و ای که خدا چه نعمت هایی به ما داده و ما آنان را نمی بینیم و به جای این که شاکر باشیم حسرت نعمت های دیگر را میخوریم و نمی دانیم که آنان برای ما خوب است یا بد ؟

و چه کسانی در حسرت نعمت هایی هستند که ما داریم و از آنان بهره نمی گیریم .

یادم می آید کودکی هایم با بچه های فامیل گلوله برفی درست می کردیم و به یکدیگر پر تاب می کردیم با هم یکی می شدیم و آدم برفی درست می کردیم و آخر کار هم هر کس تکه ای از لباس خود را تن آدم برفی می کردکه مبادا از سرما بمیرد اما هیچ کس نمی دانست که آدم برفی محتاج هیچ یک از مال های دنیا نبود  چقدر شیرین بود آن لحظه ها دستم را روی گونه ام کشیدم خیس خیس بود خاطرات خیلی عجیب اند گاهی برای روز هایی که می خندیم گریه می کنیم به سمت اتاقم رفتم آماده شدم و بیرون رفتم و زیر برف آرام آرام قدم برداشتم برای من برف از کودکی ام مثل حرف های نگفته آسمان است که با بارش آن می خواهد آن را به ما بفهماند ولی حیف که ما انسان ها چیزی جزء حرف های خودمان را نمی فهمیم  نگاهی به تَلَالو الماس های گران بها کردم که از بُلَندای آسمان به زمین می آمدند مانند برگ های پاییزی که از اوج غرور به شکست دست دوستی می دهند زیر درخت کاج نشستم و به باریدن بی وقفه برف خیره شدم دستم را بلند کردم و دانه های برف را در دست گرفتم چقدر قشنگند بچه که بودیم معلممان می گفت ستاره و برف بکشیم ما آسمان را سیاه می کردیم و با مداد رنگی سفید ستاره می کشیدیم و برف ها را نیز همان گونه با همان مداد می کشیدیم اما معلممان همیشه نمره هایمان را کم می داد زیرا او برف ها را نمی دید؛ برف ها انقدر پاکند که به خود اجازه نمی دهند به پاکی و صداقت خیانت کنند ودر سیاهی ها شریک شوند اما ستاره ها می خواهند جای خورشید را بگیرند جای نور عشق خورشید را بگیرند و آن را با نور مهتابشان پر کنند و آن زمان که آفتاب گردان دنبال خورشید در آسمان میگردد ستاره چشمک می زند و آفتاب گردان سرش را پایین می اندازد آنها نمی دانند که گل ها هیچ وقت خیانت نمی کنند  برف بند آمدگو یی که مادر زمین دارد می آید و زمین .....

    عروسی زمین به هم خورد زیرا هنوز داماد از گلفروشی باز نگشته است و زمین هم چنان به انتظارش نشته است اما انتظار زمین برای آمدن داماد مانند انتظار کشیدن ننه سرما برای دیدن عمو نوروزه ههچ وقت به هم نمی رسند               

  زهراعسگری مدرسه نمونه مهین  کریمی 2014م-1392ه ش



تاريخ : شنبه دهم اسفند 1392 | 23:12 | نویسنده : فروزش |
به نام خدا                                                          
موضوع : راز و نیاز بلبل با خداوند
هر صبح ، او را می دیدم . وقتی بانگ اذان را می شنید به طرف گلدسته ها می رفت و از ترس مردم، به آنجا پناه می برد . انگار آرامش خاصّی وجود کوچکش را فرا می گرفت .
به ذکرش هر چه بینی در خروش است
دلی داند درین معنی که گوش است
نه بلبل بر گلش تسبیح خوانیست
که هر خاری به تسبیحش زبانیست
«خداوندا شوق پرواز را تو در دلم زنده نگه داشتی . بار خدایا ، زندگانی و فرصت عمر را تو به من بخشیدی و اجازه دادی تا بندگانت از نعمت های بی کرانت استفاده کنند . نعمت هایی مثل آب ، آبی که از دل کوه می جوشد و می خروشد و عطش ما را برطرف می کند . مثل گل ها و گیاهانی که به زندگی ما طراوت و تازگی می بخشند و درختی که در گرمای تابستان ، سایه سار رهگذران و پرندگان است و مثل هزاران هزار نعمت دیگر ، که بندگانت از آن ها غافل اند .
خدایا ، تو موجوداتی را آفریدی که در این جهان هستی ، هر یک به کار خویش مشغولند و در آسایش و راحتی ای که در اختیارشان گذاشتی می غلتند . 
من که موجودی کوچکم و دنیای کوچکی نیز دارم ، نمی توانم شکر نعمت هایت را به جای آورم ؛ وای به حال کسانی که در دنیای بزرگی زندگی می کنند و گذری بر شگفتی های آفرینش ، ندارند .»
هنگامی که سخنان بلبل را شنیدم ، برخاستم ، وضو گرفتم و دو رکعت نماز شکر به جای آوردم .
دوش مرغی به صبح می نالید
عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
یکی از دوستــــان مخلص را
مگر آواز من رسید به گــوش
گفت باور نداشتم که تو را
بانگ مرغـی چنیـن کند مدهوش
گفتم این شرط آدمیت نیست
مرغ تسبیــح گوی و من خاموش

فاطمه محمدی - مدرسه راهنمایی نمونه مهین کریمی شهرستان فارسان


موضوعات مرتبط: نمونه انشا های دانش آموزان

تاريخ : جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 | 22:33 | نویسنده : فروزش |

موضوع : دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد 

به نام خدایی که زمین را از حجت خود خالی نمی کند. سلام ، سلام من به سلطانی که سالیانی است سلطنتش ، به خاطر سیاهی دلهایی به سالی بعد افتاده است . ای آقای من و ای سرور من ، حق داری ، ادعای شیعۀ شیفتگی می زنیم و پاکی دل را که جای نامحرمان نیست به هر نا محرمی محرم می کنیم و با این حال باز می گوییم؛ منتظرت هستیم . مولای من ، بیاو این صخره های گناه را فرو ریز و شمیم انتظار را که از سرزمین خزان می وزد به پایان رسان . امروز هم مانند خیلی روزها می گذرد و چیزی جز آه در بساط نداریم. ای آقای من و ای مولای من ، پنجره دل را به سوی خورشید انتظار باز می کنیم ، تا شاید خبری از آشنا ترین ، آشنای هستی ، دریابیم . ای شادی دوران ها و آرزوی دل مؤمنان ، جمعه را میعادگاهی می دانم که وعده یار در آن میعادگاه به تحقق می پیوندد. می دانم تسلیم امر خدایی و تو باید بروی تا منتظرانت غربال شوند ، پس برو ای مهربان ، سفر به سلامت امّا یادت باشد که زود برگردی ، یادت باشد که امام عصر ما تو هستی پس همیشه برایمان دعا کن .  

با تشکر از دانش آموز خوبم :فاطمه محمدی - مدرسه راهنمایی نمونه مهین کریمی شهرستان فارسان



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 | 0:48 | نویسنده : فروزش |
اگر اهل گشت و گذار باشید و به کشورهای دیگر سفر کرده باشید، حتما متوجه تفاوت فرهنگی در کشورهای مختلف شده‌اید. تفاوتی که در زوایای گوناگون زندگی مردم دیده می‌شود؛ از نوع گویش و پوشش گرفته تا شیوه رفتار و کردار.

آداب احـوالپـرسی

 

جالب است که این تنوع و تفاوت در کارهای ساده‌ای مانند سلام و احوالپرسی هم خودش را نشان می‌دهد و بخوبی می‌توان آداب اجتماعی هر منطقه را در نوع رفتار مردم آنجا مشاهده کرد. آدابی که به‌عنوان قوانینی پذیرفته شده و گاه حتی نانوشته، از طرف جمع پذیرفته و اجرا می‌شود. این تفاوت آن‌گونه است که گاهی شیوه‌ معاشرت و رفتار مردم در کشوری خاص برای اهالی سایر مناطق عجیب و حتی غیرقابل قبول به نظر می‌رسد.

 

روسیه؛ دست دادن‌های سفت و محکم

یکی از مشخص‌ترین ویژگی‌های روس‌ها روحیه سرد و خشک‌شان است. بنابراین هیچ وقت نباید از یک فرد روس توقع داشته باشید در اولین برخورد با گرمی و محبت شما را بپذیرد و هنگام ملاقات روی لبش لبخندی دوستانه و گرم نقش ببندد.

در روسیه معمولا مردم هنگام ملاقات با یکدیگر چنان محکم دست می‌دهند که تصور می‌شود با این فشار می‌خواهند انگشت‌های طرف مقابل را بشکنند! در تمام مدت دست دادن هم حتما باید در چشم هم نگاه کنند تا نسبت به فرد مقابل بی‌احترامی نکرده باشند البته زمانی که یک مرد با یک زن دست می‌دهد، مسلما بیشتر رعایت می‌کند و چندان فشاری به دست‌های او وارد نخواهد کرد. در ضمن، روس‌ها باور دارند هنگام دست دادن حتما باید دستکش‌ها را از دست‌تان در بیاورید و هر قدر هم که هوا سرد و گزنده باشد، نباید با دستکش دست بدهید.

  

آلمان؛ بلند صحبت نکنید

صحبت کردن در حالی که دست‌های فرد در جیبش است، از نظر خیلی‌ها پسندیده نیست اما آلمانی‌ها این کار را بشدت بد می‌دانند و آن را بی‌احترامی بزرگی به حساب می‌آورند. آنها مردمی قانونمند هستند که بیشتر از سایر مردم دنیا برای خودشان قانون و مقررات دارند بنابراین وقتی قرار است با یکی از اهالی این کشور ملاقات کنید، باید حواستان خیلی جمع باشد. بلند صحبت کردن یا آدامس جویدن در جمع از نظر آنها کار خوبی نیست و انتظار هم ندارند کسی برای کار اداری به خانه آنها تلفن بزند؛ مگر در مواقع اضطراری. 

خوب است بدانید اگر با چینی‌ها ملاقات می‌کنید، همیشه باید آنها را با نام خانوادگی‌شان صدا بزنید و تا زمانی که خودشان از شما نخواسته‌اند، به هیچ وجه اسم کوچک‌شان را به کار نبرید. البته اگر روزی به چین سفر کردید و با کسی همصحبت شدید، یادتان باشد چینی‌ها اغلب خیلی رک و مستقیم حرف نمی‌زنند

چین؛ سلام کردن فقط با یک حرکت

در چین هم مانند بسیاری دیگر از نقاط دنیا، دست دادن شیوه معمول و مرسوم ملاقات‌هاست اما گاهی مردان چینی ترجیح می‌دهند حرکات سر را هم به دست دادن‌شان اضافه کنند. خانم‌ها هم معمولا فقط با هم دست می‌دهند. در این کشور پهناور گاهی حتی فرصت سلام کردن هم چنان محدود است که آنها ناچار می‌شوند فقط به حرکت دادن سر اکتفا کنند.

اما هنگامی که با یک گروه چینی آشنا می‌شوید، ممکن است آنها با دست زدن به شما خوشامد بگویند که انتظار می‌رود شما هم با آنها دست بزنید و جوابشان را بدهید. خوب است بدانید اگر با چینی‌ها ملاقات می‌کنید، همیشه باید آنها را با نام خانوادگی‌شان صدا بزنید و تا زمانی که خودشان از شما نخواسته‌اند، به هیچ وجه اسم کوچک‌شان را به کار نبرید. البته اگر روزی به چین سفر کردید و با کسی همصحبت شدید، یادتان باشد چینی‌ها اغلب خیلی رک و مستقیم حرف نمی‌زنند.

 

ایتالیا؛ حرکات بدن به جای کلام

ایتالیایی‌ها بیشتر از این‌که منظورشان را با کلمات و جملات بیان کنند، از زبان بدن کمک می‌گیرند. آنها به نگاه چشم در چشم اهمیت زیادی می‌دهند و هنگام صحبت حتما باید به صورتشان نگاه کنید. زمانی که فرد بزرگ‌تری وارد می‌شود، حتما باید از جای خود بلند شوید و به او احترام بگذارید. همچنین هنگام ورود به ساختمان، مردها باید کلاه خود را در بیاورند ولی از نظر ایتالیایی‌ها در آوردن کفش کاری ناپسند است.

 

استرالیایی‌ها؛ فقط صندلی جلوی تاکسی

استرالیایی‌ها آدم‌های خوش قولی هستند و برای همین اگر قرار ملاقاتی با آنها داشته باشید حتما باید حدود 15 دقیقه زودتر از ساعت تعیین شده در محل ملاقات حاضر شوید؛ در غیراین‌صورت، آنها رفتار شما را بی‌احترامی به حساب می‌آورند.

در ضمن اگر آنها بخواهند سوار تاکسی شوند حتما در صندلی جلوی ماشین خواهند نشست؛ چون کسی که به تنهایی روی صندلی عقب می‌نشیند از نظر آنها آدمی مغرور است و با این کار می‌خواهد ژست بگیرد.

 

سنگاپور؛ آدامس جویدن ممنوع!

در سنگاپور هیچ‌وقت نباید سر کسی را لمس کنید؛ حتی بچه‌ها. در این کشور قوانین خاصی هم وجود دارد که بی‌توجهی به آنها می‌تواند مشکلات زیادی را برای فرد ایجاد کند، مثلا سیگار کشیدن در مکان‌های عمومی یا جویدن آدامس ممنوع است. همچنین خوب است بدانید در این کشور هیچ شهروندی نباید در خیابان‌ آب دهان بریزد؛ در غیر این صورت پلیس حتما با او برخورد خواهد کرد.

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه یازدهم بهمن 1392 | 0:56 | نویسنده : فروزش |
ای آشنای غربت جمعه ظهورکن-
یکمرتبه زکوچه ی ما هم عبورکن
- چشم انتظارقایق صیادمانده ام-
محض خدابیاومراصید تورکن.
 
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .درانتظاردیدنت همه دلهابیقرارند:
ای”تک ستاره بهشت” حسرت به دلمان نگذارو ظهورکن.

آغاز امامت و ولایت قطب عالم امکان ، فخرزمان، امان مردمان ، اعلی حضرت دوران ، صاحب العصر والزمان مبارک باد.

اس ام اس تبریک آغاز امامت حضرت مهدی (عج)



تاريخ : شنبه بیست و یکم دی 1392 | 0:23 | نویسنده : فروزش |
دری وری گفتن ( به طور کلی جملات نامفهوم و بی معنی و خارج از موضوع را در میان عوام دری وری می گویند)

 پس از شکست ساسانیان به دست اعراب....،

دست شستن از کاری

 ( این اصطلاح که به معنی کناره گیری کردن از کاری، استعفا دادن و از خود سلب مسئولیت کردن است اصطلاحی فارسی نیست و از تاریخ مسیحیت و ماجرای به صلیب کشاندن مسیح وارد زبان های جهان، از جمله زبان فارسی شده است)

در تاریخ مسیحیت آمده است که ...

دست و پای کسی را توی پوست گردو گذاشتن

(هنگامی که شخص زودباوری را به انجام کاری تشویق کنند و او بدون دوراندیشی و بررسی به آن اقدام کند و بدین ترتیب در بن بستی گرفتار آید، درباره ی او می گویند که: « دست و پایش را در پوست گردو گذاشتند» یعنی کاری دستش داده اند که نمی داند چه بکند.)

ضرب المثل "دست و پای کسی را در پوست گردو گذاشتن" پیش از پیدایش آن، درباره ی انسان نبوده و کاربردی برای او  نداشته است، بلکه ...

ریش و قیچی را به دست کسی سپردن

(این ضرب المثل را هنگامی به کار می برند که بخواهند اعتماد و اطمینان کامل را به کسی نشان بدهند و به او اختیار کامل برای انجام کاری را بدهند)

ریش در گذشته در میان عوام دارای اهمیت و حرمت بسیار زیادی بوده است، تا آن جا که ...

زیر کاسه نیم کاسه ای است

(برای بیان این معنا که فریب و نیرنگی در کار است از این ضرب المثل استفاده می شود)

در گذشته که وسایل خنک کننده و نگاه دارنده مانند یخچال و فریزر و فلاکس و یخدان وجود نداشت...

سر و کیسه کردن

(این ضرب المثل که در زبان عوام "سرکیسه کردن" گفته می شود، در معنی استعاره ای کنایه از این است که همه ی موجودی و دارایی کسی را از او گرفته اند.)

 در روزگار گذشته که وسایل نظافت و آرایش تا این اندازه وجود نداشت، کیسه کشی و سر تراشی در حمام های عمومی انجام می شد. یعنی ...




ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه نوزدهم دی 1392 | 23:7 | نویسنده : فروزش |

«ط» بنویسیم یا «ت» ؟

 یکی از دغدغه‌های پیش روی هر زبانی در راه تبدیل شدن به یک زبان نوین و خردمندانه، جهش هرچه سریع‌تر به سوی سادگی و کنار نهادن هنجارهای دست ‌و‌ پاگیر بازمانده از منطق حاکم بر روزگاران کهن است. روزگار نو منطق نو می‌خواهد و منطق نو زبان و خط نو.

یکی از این ناهنجاری های بازمانده از روزگاران کهن در خط کنونی فارسی، وجود بیش از یک نویسه‌ (شکل حرف در نوشتار) برای برخی از واج ها (صدای حرف در گفتار) است. مثلا برای واج t دو نویسه ی "ت" و "ط" و همچنین نویسه‌های «س»، «ص» و «ث» برای واج ((s  وجود دارد. روشن است که این چندگانه نویسی از کاربست واژه‌های عربی در زبان فارسی سرچشمه گرفته است.

در زبان عربی کاربست این نویسه‌های گوناگون البته درست و خردمندانه است چرا که هر یک از این ها در برابر یک واج با واگویش (تلفظ) متفاوت قرار می گیرد. اما وجود این چندگانگی در خط فارسی خردمندانه و پذیرفتنی نیست، چرا که در واگویش فارسی، این نویسه‌ها هیچ تفاوتی با هم ندارند. از این رو اگر خط فارسی پیش از آن که جای خود را به خط دیگری بدهد، بخواهد خود را بازسازی کند و تبدیل به خطی آراسته، روان، ساده و منطقی شود، ناگزیر است تا آن جا که ممکن است به یک‌گانه‌نویسی روی آورد تا از کمند این آشفتگی‌ها برهد. 

اکنون برای بررسی به تر واژه‌هایی  که در آن ها نویسه ی "ط" به کار رفته است، آن ها را به چهار دسته تقسیم می کنیم:



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه نوزدهم دی 1392 | 22:23 | نویسنده : فروزش |
کنون هستم ، مرا دریاب با یک قطره لبخند


با سلامی دیگر به همه آن هایی که تو را می خوانند  

با تو خواهم گفت بر من چه گذشته ست رفیق

که دگر فرصت دیدار شما نیست مرا

نوبت من چو رسید 

رخصت یک دم دیگر چو نبود

مهربانی آمد ود فتر بودن در بین شما را آورد

نام من را خط زد و به من گفت که باید بروم

من به اومی گفتم کارهایی دارم ناتمامند هنوز

او به آرامی گفت: فرصتی نیست دگر

و به لبخندی گفت: وقت تمام است ، ورق ها بالا

هر چه درکاغذ امروز نوشتی تو ،  بس است

وقت تمام است عزیز ، برگه ات را تو بده


موضوعات مرتبط: اشعار زیبا

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سیزدهم دی 1392 | 0:44 | نویسنده : فروزش |

به نام گل سرخ      

بخوان به نام گل سرخ، در صحاري شب،

كه باغ‌ها همه بيدار و بارور گردند.
بخوان، دوباره بخوان، تا كبوتران سپيد
به آشيانه خونين دوباره برگردند.

بخوان به نام گل سرخ، در رواق سكوت،
كه موج و اوج طنينش ز دشت‌ها گذرد؛
پيام روشن باران،
ز بام نيلي شب،
كه رهگذار نسيمش به هر كرانه برد.
ز خشكسال چه ترسي كه سد بسي بستند؛
نه در برابر آب،
كه در برابر نور
و در برابر آواز و در برابر شور ...
در اين زمانه عسرت، به شاعران زمان برگ رخصتي دادند
كه از معاشقه سرو و قمري و لاله
سرودها بسرايند ژرف‌تر از خواب
زلال‌تر از آب.

تو خامشي، كه بخواند؟
تو مي‌روي، كه بماند؟
كه بر نهالك بي‌برگ ما ترانه بخواند؟

از اين گريوه به دور،
در آن كرانه، ببين:
بهار آمده،
از سيم خاردار گذشته.
حريق شعله گوگردي بنفشه چه زيباست!

هزار آينه جاري است.
هزار آينه
اينك
به همسرايي قلب تو مي‌تپد با شوق.
زمين تهي است ز رندان؛
همين تويي تنها
كه عاشقانه‌ترين نغمه را دوباره بخواني.
بخوان به نام گل و سرخ و عاشقانه بخوان:
«حديث عشق بيان كن بدان زبان كه تو داني»

محمدرضا شفيعي كدكنی


موضوعات مرتبط: اشعار زیبا

تاريخ : یکشنبه هشتم دی 1392 | 0:47 | نویسنده : فروزش |
شب یلدا، قدم آرام بردار
کمی هم احترام ما نگه دار
تو میبینی ربابم غصه دار است
بنی هاشم هنوزم داغدار است
صدای العطش در گوش مانده
بدن ها بی کفن هرگوشه مانده
شب یلدا، تو هم چله نشین باش
سیه پوش غم سالار دین باش...



تاريخ : جمعه بیست و نهم آذر 1392 | 23:16 | نویسنده : فروزش |
آموختن آسان نیست.

خستگی هرآن درکمین است.

آزرده می شوی، احساس شکست می کنی 

شک می کنی که رهاکنی وبگذری

می خواهی برکناره ای روی، وانمود کنی که اتفاقی نیفتاده

اما نه... توبازنده نیستی،یک مبارزی، 

پیش ازآنکه برنده باشیم بایدبازنده باشیم .

بایدگاه بگرییم تابتوانیم روزی بخندیم 

بایدآزرده شویم تاروزی توانمندباشیم

 اگرپیوسته بکوشی وایمان داشته باشی 

درپایان ، پیروزی ازآن توخواهدبود.



تاريخ : جمعه بیست و دوم آذر 1392 | 23:28 | نویسنده : فروزش |
برای مشاهده  نمونه سوال فارسی هفتم (فصل 1 تا4) به ادامه مطلب رجوع کنید.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیستم آذر 1392 | 17:51 | نویسنده : فروزش |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.