X
تبلیغات
نبض اندیشه

مثل،‌سخن كوتاه و مشهوري است كه به قصه اي عبرت آميز يا گفتاري نكته آموز اشاره مي كند

 و جاي توضيح بيشتر را مي گيرد.

كلمه« مثل» عربي است و كلمه فارسي آن « متل» است. وقتي مثل گفتن صورت بي ادبانه

 پيدا كند آن را «متلك»  مي گويند. البته ضرب المثل يك تركيب عربي است به معناي مثل زدن.

در همه زبانهاي دنيا ضرب المثل فراوان است. بعضي از مثل ها در همه زبانها به هم شباهت

 دارند.

هر قدر تاريخ تمدن ملتي درازتر باشد بيشتر حادثه در آن پيدا شده و مثل هاي بيشتري در آن

 وجود دارد.

مثل ها چند نوعند؟

عبارت مثل گاهي كوتاه است و در دو يا سه كلمه خلاصه مي شود مانند (فيل و فنجان) كه

مي فهماند دو چيز از جهت كوچكي و بزرگي با هم تناسب ندارند. اين مثل در اصل داراي 5

كلمه بوده (آب دادن فيل با فنجان) ولي معمولا با همان دو كلمه به اصل مثل اشاره مي كند.

عبارت مثل گاهي دراز است مانند (آفتابه و لولهنگ هر دو يك كار را مي كنند ولي ارزش

آنها وقت گرو گذاشتن معلوم مي شود) چون لولهنگ از سفال ساخته شده ارزشش از آفتابه

كه از مس است كمتر است.

مثل گاه يك عبارت ساده است و گاه يك خط شعر

شتر در خواب بيند پنبه دانه         گهي لپ لپ خورد گه دانه دانه

مثل ها از كجا مي آيند؟

1.بعضي از مثل ها حاصل پندهاي دانايان يا پيشوايان مذهبي يا تجربه هاي زندگي مردم

 است. اينگونه مثل ها را حكمت مي نامند.

2.بعضي گفتار اشخاص نامدار تاريخي يا عادي بوده كه در موقع خاصي خيلي بجا و مناسب

 بوده و از بس به ذوق ديگران خوش آمده مشهور شده است.

3.بسياري از مثل ها نتيجه داستاني است، خواه حقيقي يا افسانه اي باشد.  در حالي

كه مردم از داستان اصلي آن ممكنست بي خبر باشند و يا  ممكن است در هر شهري به

صورتي نقل شود.

4.بعضي از مثل ها از يك قطعه شعر معروف گرفته شده است مانند، (از ماست كه بر ماست)

 كه از شعر معروف ناصر خسرو گرفته شده است.

5.مثل هاي منظوم گاه ساخته و پرداخته شاعر است و گاهي از مثل هاي ساده گرفته شده

 و در شعر زيبا و مناسبي جا افتاده است.

 

مثل چه فايده دارد؟

 

1.دانشمندان تاريخ و جامعه شناس در بررسي روحيات و اخلاق گذشتگان از مثل هاي جاري

 هر محلي استفاده مي كنند.

2.دانستن مثل ها گفتن و نوشتن را آسان مي كند. چون اين جمله ها كوتاه و زيباست

و بر دل مي نشيند و گفتگوي دراز را كوتاه مي كند و اگر در جاي خود استفاده شود اثر حرف

 بيشتر مي شود.

درست به كار بردن مثل هم خودش يك هنر است. اگر در جاي نامناسب گفته شود و يا با

موضوعي كه در ميان است مطابق نباشد ممكن است صورت متلك به خود گيرد.



تاريخ : پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 | 14:19 | نویسنده : فروزش |

ضرب المثل های کتاب فارسی هفتم ( اول متوسطه اول) که در بخش فعالیت های نوشتاری آمده
 
 است.

ضرب المثل ها جمله های کوتاه و معمولا تصویری و سرشار از معانی و مفاهیم و حکمت هستند و

 ذهن زبان آموز را بارور و سیراب می سازند .به همین سبب در این قسمت هرکسی فهم و دریافت

 خود را از ضرب المثل می نویسد

 . 
این کار باعث می شود هم ضرب المثل در ذهن جایگر شده و به حافظه سپرده شود و هم دست

مایه ای در گفتار و نوشتار باشد. 
 
مثل  واژه ای  عربیست که فارسی آن متل است و ضرب المثل، متل زدن را گویند
.
فارسی   یکی از آن زبانهایی است که مثل درآن موجودیت گسترده یی  دارد. امروزه  بخشی
 زیادی  از مثل های فارسی  در زبانهای دیگر منطقه نیز نفوذ کرده است.

مثل ها گاهی بسیارکوتاه اند مانند:« کارد و استخوان »  ویا می گویند ک«مشت و دروش » ویا «
 خر و خم :که به داستان درازی بسته است.

گاهی طولانی است مثلاً« خربوزه از خربوزه رنگ می گیرد، همسایه از همسایه » و یا می گویند
 که:« گژدم را گفتند که چرا در زمستان بیرون نمی آیی؟ گفت: در تابستان چه قیمتی دارم که در
زمستان بر آیم»

گاهی به گونه یی یک  مصراع شعر است. مثلاً«پایان شب سیه سپید است»

گاهی هم مصراع یا بیت شاعری است . مثلاً این بیت رودکی سمرقندی:


هرکه نامخت از گذشت روزگار

هیچ ناموزد زهیچ آموزگار

************************************************ *****************************
ضرب المثل  درس ۱ : انسان به آرزو زنده است.
 
   
در داستانهای اسلامی آمده است که:
 
 
 حضرت مسیح علیه السلام در جایی پیرمردی را مشاهده می کرد که مشغول کار کشاورزی بود و
 
زمین را با بیل شخم می زد.
 
حضرت مسیح به خدا عرضه داشت:
 
خدایا! امید و آرزو را از او بگیر!
 
ناگهان پیرمرد بیل را کنار انداخت و روی زمین خوابید و به استراحت پرداخت!
 


دوباره حضرت مسیح به خدا عرضه داشت:
 
خدایا! امید و آرزو را به او برگردان!
 
بعد از این دعا؛ پیرمرد از استراحت دست برداشت و بلند شد و دوباره شروع به کار کردن در زمین و
 
 زراعتش کرد!


حضرت مسیح پیش پیرمرد رفت و از او پرسید:
حالات گوناگونی از تو دیدم! داشتی کار میکردی که به یکباره بیل را به کنار انداختی و خوابیدی!
 
 دوباره به یکباره از زمین بلند شدی و شروع به کشت و زرع کردی؟!


پیرمرد گفت:
وقتی بیل را کنار انداختم این فکر به ذهنم آمد که من پیرم و آفتاب لب بامم! همین امروز فرداست
 
 که غزل خداحافظی را بخوانم! پس چرا خودم را به زحمت کار و تلاش بیافکنم؟!
 


اما چیزی نگذشت که این فکر از ذهنم  پاک شد و این آرزو در دلم شکل گرفت که:
 
هر چند پیرم! اما از کجا معلوم که من عمر بسیار طولانی از  جانب خدا نداشته باشم! و از طرف
 
 دیگر خانواده ام؛ چشم انتظار کار و محصول  تلاش من هستند و زندگی آبرومندی می خواهند!
 
 پس دوباره بلند شدم و کار و تلاش و بیل زدن را شروع کردم!


------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------------------------------


انسان به آرزوهایش که در ذهن و فکرش شکل میگیرد زنده است.
 
و این خداست که می تواند آرزو های قشنگ در فکر و ذهن ما قرار دهد.
 
از خدا بخواهیم که آرزوهای قشنگی درروح و اندیشه مان شکل دهد.
 
مثلا آرزو کنیم تا توفیق پیدا کنیم:


ناتوانی را دستگیری کنیم.
داغدیده ای را تسلیت گوییم.
شاخه گلی را آب دهیم.
به کودک گریانی؛ لبخند بزنیم و او را شاد کنیم.رانده شده ای را پناه دهیم.
برای مریضی،  آرزوی سلامتی کنیم.
 
خوشا به حال آنانکه این روزها را در منی که سرزمین آرزو
 
هاست بسر برده اند.



و یا از خدا بخواهیم آرزوهایمان برای همه باشد:
مثلا:
همه نیکوکار باشند.
 
همه ثروتمند باشند.
 
همه نسبت به هم مهربان باشند.
 
همه سلامتی و عاقبت به خیری داشته باشند.
 
ظلم و تبعیض در دنیا رخت ببندد و عدل و کرامت بر جهان حکمفرما شود.
....


همه چیز های خوب را می توان برای همه آرزو کرد و از خدا خواست!
در آن صبح جمعه که در همه اعصار بشر وعده  داده شده است- با بشارت آن صیحه آسمانی- همه
 
 به آرزوهایشان خواهند رسید. ان شاء الله. اشعار شاخ امل ‏


شاخ امل بزن که چراغی است زود میر 
 
  
بیخ هوس بکَن که درختی است ‏کم بقا

قدر موقعیت ‏


به روز نیک کسان گفت تا تو غم نخوری
  بَسا کسی که به روز تو آرزومند ‏است
آرزو در جوانی


جــوان آرزوهــــا فــراوان کـنـــد
  همی هر چه خواهد به وهم آن کند

    نکات همه دعوت انبیاء این بوده است که مردم را از سرگردانی که در آن هستند، نجات ‏بدهند. راه  مستقیم، راه انبیاء، و در رأس آن‌ها التزام به نور اسلام است. غیر از آن ‏هرچه هست دنیاست و مربوط به نفسانیت انسان و شهوات و آمال و آرزوهای انسان. ‏آرزوهای طول و
  دراز، دنیاست. همان دنیایی که تکذیب شده است. همان ‏دلبستگی‌هایی که انسان را بیچاره
   می‌کند.‏
  انسان به آرزو زنده است و اگر روزی آرزو از انسان گرفته شود از کار و تلاش دست ‏برمی‌دارد.‏
  آرزویی که در اسلام مورد انتقاد قرار گرفته است، مربوط به موارد ذیل است: ‏
‏1- آرزوی طولانی.

‏2- آرزوی بیش از عمل.

‏3- آرزوی بدون عمل.
 ‏
‏4- آرزویی که انسان را سرگرم کند
. ‏
‏5- آرزوی خیر داشتن از کار و افراد بد.‏
 
  کیفر و پاداش بر اساس آرزو نیست، بلکه بر اساس عمل است.‏
  ملاک بهشت، ایمان و عمل است، نه خیال و آرزو.‏
  ریشه حرام خواری طمع، آرزو و رقابت است.‏
  به خصلت‌ها جهت صحیح بدهیم. آرزو در انسان هست، اما جهت این آرزو را در ‏خواست  نعمت از خدا قرار دهیم، نه سلب نعمت از دیگران.‏
  آرزو اگر انسان را غافل کند، نابجاست. ولی اگر انسان را به کار و تلاش وادار کند ‏خوب است زیرا در قرآن می‌خوانیم: «و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثواباً و خیرٌ ‏اَملاً»‏
  هر گونه لغو در کلام و عمل و آرزو، ممنوع است. بندگان خدا، هدف معقول و مفیدی ‏دارند و  عمر خود را صرف امور بیهوده نمی‌کنند)‏
  آرزوهای طولانی از القائات شیطان است.
 

1-    امید در زندگی همان قدر اهمیت دارد كه بال برای پرنده .
 
2-  امید و آرزو آخرین چیزی است كه دست از گریبان انسان برمی دارد. دوست داشتنی ترین
 
شخص كسی است كه روی خودِ برترش تمركز كند.
 
3-    آرزو سرابی است كه اگر نابود شود همه از تشنگی خواهند مرد .
 
4-    امید دارویی است كه شفا نمی دهد ولی درد را قابل تحمل می كند.
 
5-    امید در زندگانی بشر همان قدراهمیت دارد كه بال برای پرنده .
 
6-    بشر وقتی از ادامه ی امیدها و آرزوها باز ماند مرده ای بیش نیست .
 
7-    حیات بدون امید، همدوش و همسر مَمات است.
8-    آرزو ریشه ی حیات ماست. اگرچه این ریشه ، حیات ما را به تدریج می سوزاند ، ولی همین
 
 ریشه مایه ی زندگی است .
9-    آرزو كردن چقدر شعف انگیز است . اما وقتی به آرزو رسیدیم شعف از درون ما رخت بر می
بندد.



10-افكار خوب معمار و آفریننده هستند و آرزو قلابی است كه هرچیز را به جانب ما می تواند بكشد.
11-امید مادر ایمان است.
12-امید نان روزانه ی آدمی است .
13-امید رفیق تیره بختانی است كه از دست ساقی دهر جرعه ی بی مهری نوشیده اند.
14-انسان در عین نومیدی ، امیدوار است.
15- دنیا با امید برپاست و آدمی با امید زنده است .
16-امید، نیمی از خوشبختی است.


موضوعات مرتبط: مطالب علمی - آموزشی- درسی

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 | 14:17 | نویسنده : فروزش |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.